تبليغاتX
All star دختری با کفش های

All star دختری با کفش های

12

به توصیه ی یکی ازدوستان اومدم...

یه دستمال بکشم!

حالا دیگه تمیز شد!

اینم آپ!

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 19:34  توسط allstar  | 

11

دلم واسه دوران بچگی تنگ شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 14:12  توسط allstar  | 

10

کی میشه من از این مملکت برم

خسته شدم از اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 22:21  توسط allstar  | 

9

فعلا نیستم

از همه دوستانی که نظر دادن معذرت می خوام

ولی وقت جواب دادن ندارم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:48  توسط allstar 

8

نمی دونم چرا؟؟؟؟

ولی امروز خیلی دلم گرفته!!

غروب جمعه ها رو دوست ندارم!

الان فقط حوصله یه چیزو دارم.

دست هامو می برم بالا و محکم به تار های گیتار ضربه می زنم:

oh i miss you
oh i miss you
oh baby since you walked away
oh i miss you
oh i miss you
i miss you more and more each day

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:33  توسط allstar  | 

7

امروز قلبم شکست

تکه ها ی قلبمو جمع کردم

ولی

بعضی هاش نیست

پیش هر کسی هست

لطفا بهم پس بده

دیگه خسته شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 17:0  توسط allstar  | 

6

از تنهایی

بیزارم

پ.ن: امروز یکی با صدای پاهاش خلوت زندگیمو به هم زد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 17:10  توسط allstar  | 

5

اونقدر به حرکت ماهی ها تو تنگ نگاه کردم که خسته شدم

کاش مثل اون ها بودم

بی دلیل زنده بودم و بی دلیل از دنیا می رفتم

پ.ن: دلم کمی بازی می خواد

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 13:59  توسط allstar  | 

4

سفیدی برفو به همه چیز زمستون ترجیح میدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 18:54  توسط allstar  | 

3

دلم واسه یکی تنگ شده

 چقدر جاش خالیه تو صفحه ی pm هام

 پ.ن: دلم می خواد گریه کنم!!

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 19:41  توسط allstar  | 

2

دلم می خواد داد بزنم

از همه بدم می آد

یکی از داخل وجودم داد می زنه و میگه: وایسا...

اینجا آخر خطه...

پ.ن: دلم واسه وبلاگ قبلیم تنگ شده!!

پ.ن: امروز یه کفش آلستار خریدم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 13:33  توسط allstar  | 

1

خیلی وقته کفش ها ی All Star امو گذاشتم کنار
 ولی امروز با روز های دیگه فرق داره
امروز وقتی نگام به کفش هام افتاد دلم لرزید
با اینکه کفش هام همون کفش ها ی ۲ سال پیشن ولی ...
کفش هام با زبون بی زبونی از من می خواستن که دوباره اونا رو بپوشم
منم وسوسه شدم و جلو رفتم
دستی به بند هاش کشیدمو سریع پوشیدمشون
حالا احساس خوبی دارم
انگار می تونم سریع تر از هر لحظه ی دیگه ای بدوم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:7  توسط allstar  |